اين‌گونه داستان‌ها در جلدهاي پيشين اشاره كرده‌ام و در اينجا نيازي به توضيح سير تكاملي همه‌ٴ نهادهاي ديني نيست‌.
ولي بايد براي فرقه‌ٴ فرانسيسي يك استثنا قايل شويم‌، در وهله‌ٴ اول به‌خاطر اهميت فراوانش‌ در تاريخ علم سده‌هاي ميانه و در وهله‌ٴ بعدي‌، به‌خاطر اين‌كه نزاعي كه مي‌خواهيم شرح دهيم در سده‌ٴ چهاردهم هيجان شديدي پديد آورد. در اين مجلد فرصت زيادي براي اشاره به آن خواهيم داشت‌.
در مورد تاريخ اوليه‌ٴ آن‌، يادداشت مربوط به يوآكيم فلوريسي (دوازدهم ـ 2)، قديس‌ فرانسيس آسيسي (سيزدهم ـ 1)، و انجيل جاوداني (سيزدهم ـ 2) را ببينيد. از نيمه سده‌ٴ سيزدهم‌ به بعد در ميان فرانسيسيان عده‌ٴ روزافزوني در پي يافتن زهد بيشتر بودند. به آنان روحاني‌1 مي‌گفتند و سخت تحت تأثير انديشه‌هاي يوآكيم و هزاره بودند. آنان بازگشت به خلوص و فقر انجيلي را مي‌خواستند و از حمله به روٴساي فرقه‌ٴ خودشان و كليسا ابايي نداشتند. نخستين گروه روحانيان را آنجلو دا كلارِنو (يا دا چينگولي‌) اهل آنكونا رهبري مي‌كرد، كه در سال 1278 محكوم و به ارمنستان تبعيد شد و پس از بازگشت (1293) به مبارزه‌اش براي‌ اصلاح ادامه داد. پاپ يوحناي بيست و دوم در سال 1317 او را تكفير كرد و در سال 1337 درگذشت‌، ولي همكيشان او، موسوم به فراتيچل‌ها شهامت خود را از دست ندادند. يكي از آنان‌ به نام فراميكله برتي در سال 1389 در فلورانس شهيد راه آرمانش شد، زيرا تا آخر اين عقيده را حفظ كرد كه يوحناي بيست‌ودوم (پاپ 1316 ـ 1334)، دشمن بزرگ روحانيان‌، يك ملحد بود.
گروه ديگر روحانيان را پي‌ير اليوي (سيزدهم ـ 2) رهبري مي‌كرد و كساني چون آرنولد ويلانووايي (سيزدهم ـ 2) پشتيبان آن بودند. جالب است‌، ولي عجيب نيست كه بسياري از اين‌ مصلحان اهل علم بودند، بزرگ‌ترينشان ويليام آكمي بود، كه در اين مجلد بارها از او سخن‌ خواهيم گفت‌.
تاريخ روحانيان و فراتيچل‌ها بسيار بغرنج است‌؛ و نه تنها كشمكش‌هاي درون فرقه‌، بلكه در عين حال نزاع تمامي فرقه با دربار پاپ را شامل مي‌شود. البته‌، در نشست فرانسيسيان در پروجا در سال 1322 تحت رياست ميكله دا كِزِنا، رئيس فرقه‌، تصميمي داير بر تأييد فقر مطلق مسيح‌ گرفته شد. يوحناي بيست‌ودوم بلافاصله به اين فرقه تاخت و نزاع بالا گرفت‌. رهبران فرانسيسي‌ به امپراتور پناه بردند.
جزئيات اين كشمكش‌ها، فتواها، محكوميت‌ها و تكفيرها چندان جالب نيست‌؛ كافي است‌ يادآور شويم كه در سراسر سده‌ٴ چهاردهم يك جريان روزافزون انتقاد و ناخشنودي نسبت به‌


1 .يا رياضت‌كشان Zelanty (در برابر آسودگان‌). هم‌چنين فراتيچل‌ها به معني برادران كوچك‌. ولي اين واژه به‌زودي تغيير معني داد و به معني راهبان تندرو يا نوع ديگر به كار رفت‌.